تفکر نقادانه چیست ؟ و چطور می توان آن را در خود پرورش داد ؟

سلام همراهان گرامی

تفکر انتقادی به چه نوع تفکری گفته می شود

 

تفکر انتقادی که به آن تفکر نقادانه یا سنجشگرانه نیز می گویند ؛ به تفکری گفته می شود که در آن تلاش می شود تا با درست اندیشیدن ، به آگاهی ای دست پیدا کرد که در جهان قابل اعتماد باشد . این روش ، فرایندهای ذهنی ، از جمله تشخیص ، ارزیابی و تحلیل را در درون خود دارد . به تعبیری دیگر ، هنر اندیشیدن خود ، به منظور دستیابی به اندیشه شفاف تر ، دقیق تر و قابل دفاع تر .

فردی که انتقادی می اندیشد این توانایی را دارد که پرسش های مناسب تر بپرسد و اطلاعات مربوطه را جمع آوری کند و سپس با خلاقیت ، آن ها را دسته بندی کرده و با منطق استدلال کند . و در نتیجه به یک خروجی قابل اطمینان درمورد مسئله دست پیدا کند .

هرچند علاوه بر مواردی که درباره تفکر انتقادی گفته شد ؛ می توانیم این را هم مدُ نظر داشته باشیم که تفکر انتقادی ، فرایندی است ذهنی و خوب سازماندهی شده ، از جمع آوری اطلاعات مربوط به مشاهدات ، بازتاب ها ، تجربیات ، ارتباطات و منطق است که بکارگیری آن ها راهنمایی می شود برای باورها و رفتارهای مان .

 

تعاریف گوناگون تفکر انتقادی

 

جان دیوی که از او به عنوان پدر تفکر انتقادی مدرن یاد می شود . تفکر انتقادی را اینگونه تعریف می کند :

« بررسی فعال ، پایدار و دقیق یک باور یا صورتی مفروض از دانش در پرتو زمینه های پشتیبان و نتایج بعدی آن »

در این تعریف ، منظور جان دیوی از فعال بودن این است که ایده ها و اطلاعات از کس دیگری گرفته نشده باشد . ؛ در عوض این خود فرد است که مسئول مطرح کردن سؤال و جمع آوری اطلاعات است . او در عین حال  منظورش از پایداری و دقیق بودن را این می داند که بدون فکر کردن درباره چیزی ، به نتیجه گیری ناگهانی آن فکر نکنیم . در حقیقت جان دیوی به دلایل  باور و نتایجی که باورها به دنبال دارند ، توجه دارد .

 

رابرت انیس ، که در زمینه رشد سنت تفکر انتقادی ، دستی بر آتش دارد در تعریف تفکر انتقادی می گوید :

« تفکر انتقادی ، تفکری تأملی و منطقی است که تمرکزش بر روی تصمیماتی است که  در مورد باورها و کارهایی که بر اساس باورها انجام می دهیم ؛ است»

از اینرو از دیدگاه انیس ،تصمیم گیری ، جزئی از تفکر انتقادی محسوب می شود .

 

ریچارد پاول اما تعریفی متفاوت از تفکر انتقادی ارائه می دهد . او می گوید : « تفکر انتقادی حالتی از فکر کردن درباره هر موضوع ، محتوا یا مسئله است که فرد در آن ، کیفیت تفکر خود را برعهده گرفتن تفکر و اعمال استانداردهای عقلانی بر روی ساختارهای درونی تفکر و اعمال استانداردهای عقلانی بر روی آن ها بهبود می بخشد . » در قسمتی از این تعریف که مورد توجه معلمان و پژوهشگران فرار گرفته است ؛ آن جاست  که اشاره می کند به اینکه  تنها راه واقعی برای رشد تفکر انتقادی ، ” فکر کردن درباره تفکر خود ” است که فرا شناخت  نامیده می شود

در عین حال ، فیلسوفانی مانند سقراط ، ارسطو و افلاطون هم بوده اند که تفکر انتقادی را توانایی برای سؤال کردن ، آزمودن و تفکر درباره ارزش ها و اندیشه ها می دانستند .

 

ساده ترین و مؤثرترین راه برای رشد مهارت تفکر انتقادی

_ سؤالات قدرتمند بپرسید

با پرسیدن سؤالات قوی و مؤثر ، به طرز تفکر خود ، تمرین بدهید ؛ چراکه سؤالات قدرتمند پاسخ های پیچیده و ظریف را به همراه دارد که منجر به چالش کشیدن خود و عمیق تر شدن در خود می شود . در بسیاری مواقع ، اتفاق می افتد که وقتی تفسیر پیچیده ای از مسئله و مشکل دریافت می کنیم ؛ دچار سردرگمی می شویم و وقتی از خود ، پرسش های اساسی می کنیم ؛ این باعث می شود تا از زوایای مختلف به موضوع نگاه کنیم و آن را از جهات دیگر هم مورد بررسی قرار دهیم . این را هم به خاطر داشته باشیم که به جای گشتن به دنبال راه حل پیچیده باشیم ؛ جواب های ساده را جست و جو کنیم .

 

_ به چالش کشیدن فرضیه های اصلی

 

مغز ما ؛ در بسیاری از موارد در مورد هر آنچه که در اطراف خود قرار دارد ؛ فرضیه صادر می کند . این شیوه ی مغز ، پردازشی است برای اطلاعات ، تا از طریق آن بتوانیم زندگی مان را پیش ببریم .

و اما این فرضیه ها ، زمینه هایی را فراهم می کنند تا چارچوب انتقادی تعیین کنیم . تا بر اساس آن ، تصمیم بگیریم و قضاوت کنیم.اما اگر تمام باورهای مان اشتباه باشد چه اتفاقی می افتد ؟ به نظر می رسد که باید از نو شروع کنیم .

برای اینکه این وضعیت پیش نیاید ؛ شاید بهتر باشد فرضیه های خود را به چالش بکشیم . تا به حال به این موضوع خوب فکر کرده اید که اگر انیشتین فرضیه نیوتن درباره قوانین حرکت را زیر سؤال نمی برد و به چالش نمی کشید ؛ چه اتفاقی می افتاد ؟ تمام انسان ها با دریافت اشتباه از حرکت ها در دنیا زندگی می کردند و علم راه را اشتباهی طی می کرد . با این حساب نتیجه می گیریم که تفکر انتقادی انیشتین دنیا را نجات داد .

 

_ کنار گذاشتن غرض و تعصب

 

لازمه تفکر انتقادی ، داشتن دیدی باز و بدون غرض است . چراکه فردی که باریک بین و متعصب است ؛ نمی تواند درک درستی از دنیا و اتفاقات آن داشته باشد . برای کسب مهارت  تفکر انتقادی ، اول باید یاد بگیریم تعصب را کنار بگذاریم . چیزهایی که امروز درست می پنداریم ممکن است روز دیگر نادرست از آب در آید . اگر ذهن محدود باشد ما را از واقعیت ها دور می کند و لذا یک ذهن بسته ، از انعطاف پذیری کمتری نسبت نگرش ها و باورها برخوردار است و در نتیجه نمی تواند با دیگران به بحث و تبادل نظر بنشیند .

این کار تنها از یک ذهن باز و پویا بر می آید . ذهنی که به پردازش درست اطلاعات دریافت شده می پردازد . اما این به این معنی نیست که یک ذهن باز ، باورهایی را که پذیرفته است و قبول شان دارد را کنار بگذارد و هر نظری را بپذیرد بلکه تفکر انتقادی ، کمک می کند تا تا از باورهای درست مان دفاع کنیم و پر قدرت ، بر روی نگرش های مان بایستیم . چراکه چیزی که واقعیت داشته باشد ؛ زیاد به چالش کشیده نمی شود و تنها ، چیزی که تغییر می کند ، طرز تفکر است .

 

_ عوض کردن جای علت ها و معلول ها

 

دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که یکی از راه های قابل اطمینان برای پیدا کردن راه حل مسائل دشوار ، این است که آن را وارونه جلوه دهیم . با این توضیح ، حتماً به ارتباط مرغ و تخم مرغ و این سؤال که اول مرغ بود یا تخم مرغ  ، بهتر می توانیم جواب بدهیم.به این صورت که مرغ ، تخم می گذارد پس قبل از تخم مرغ بوده است ، اما خود مرغ از کجا آمده است ؟ از تخم مرغ ؟ پس اول تخم مرغ بوده است .! هر وقت مسئله ای ذهن ما را به خود مشغول کرد ؛ خوب است مثال مرغ و تخم مرغ را به خود یادآور شویم و بگوییم بسیار خوب چیزی که علت به نظر می رسد می تواند خودش معلول هم باشد یا بر عکس. تغییر دیدگاه و نگاه کردن مسائل ، از جنبه های گوناگون می تواند کمک کند تا منتقدانه تر فکر کنیم و راه حل مؤثر تری پیدا کنیم .

 

_ مشخص کردن گرایش شخصی

 

گرایش شخصی ، یکی از عواملی است که می تواند روی زاویه دید و تصمیمات ما اثر بگذارد . قضاوت کردن و داوری ، می تواند تحت تأثیر گرایش ذهنی ، عینی یا گمراه کننده باشد . یکی از مواردی که فبل فرا گرفتن مهارت های تفکر انتقادی ، باید مورد توجه قرار گیرد ؛ شناخت گرایش و طرز فکر خودمان است .

درک و شناخت گرایش شخصی ، و اینکه این گرایش چه تأثیری روی دریافت ما از اطلاعات می گذارد ، نشان دهنده چگونگی تقویت مهارت انتقادی در خود است . چراکه گاهی تصمیمات افراد ، بر خلاف چیزی است که تمایلات یا پیش پنداره های خود ، می پندارند . مانند : والدینی که در مورد واکسن زدن و ایمنی کودکان خود ، اطلاعات درستی دریافت کرده بودند ؛ کمتر تمایل به واکسن زدن کودکان خود داشتند .

 

_ مطالعه کتاب های ارزشمند

 

خواندن کتاب های ارزشمند ، کمک می کند تا مهارت تفکر انتقادی را فرا بگیریم . با خواندن کتاب ، نه تنها اطلاعات مفید دریافت می کنیم بلکه توانایی تجزیه و تحلیل و آنالیز کردن اطلاعات را هم فرا می گیریم در نتیجه ، افق دیدمان گسترده تر می شود و دارای ذهنی پویا و باز می شویم . با کتاب خواندن درهای بیشتری به روی دنیا باز می کنیم و این خود باعث رشد مهارت تفکر انتقادی در ما می شود .

 

_ خود را به جای دیگران گذاشتن

 

یکی از بهترین راه های کسب تفکر نقادانه ، همدلی است . همدلی می تواند از طریق درک درست از ادبیات و یا روش های مذاکره و گفت و گو بین افراد ، تقویت شود . اگر خودمان را به جای دیگران بگذاریم ، بهتر می توانیم آرمان ها ، اهداف ، انگیزه ها ، و دغدغه های درونی شان را درک و حتی تصور کنیم . و از اطلاعاتی که از تصور دنیای شان بدست می آوریم ؛ همانند اهرمی برای رشد و ارتقاء خود ، استفاده کنیم  تا انسان بهتری شویم . به این ترتیب ، روش تفکرمان دقیق تر و تناسب بیشتری با شرایط پیدا خواهیم کرد .

 

_معاشرت با آدم های باهوش

 

برای یادگیری تفکر نقادانه لازم است با دوستانی که دارای این تفکر هستند ؛ معاشرت کنیم و از آن ها یاد بگیریم . لازمه یادگیری مهارت های تفکر انتقادی این است که اطراف خود را با آدم های زیرک و باهوش که تجربیات زیادی از زندگی شخصی و کسب و کار دارند پر کنیم ؛ چراکه آن ها همیشه راهی مؤثر برای پردازش کردن اطلاعات می دانند و نقطه نظرات اساسی و هوشمندانه ، همراه با استراتژی هایی که یاری کننده آن ها در مسیر موفقیت شان است را به عنوان نقشه راه به همراه دارند . این افراد قطعاً چیزهایی زیادی در زمینه تفکر انتقادی می دانند که به کارتان می آید .

 

امکان فکر کردن انتقادی همیشه وجود ندارد 

 

شما می توانید از تفکر انتقادی برای تغییر دیدگاه و نگرش تان در مورد مسائل و موقعیت های خاص ، بهره ببرید و یا از طریق آن تصمیمات هوشمندانه اتخاذ کنید . اما به این نکته هم توجه داشته باشید که هر قدر هم که در این زمینه مهارت داشته باشید و خوب باشید ؛ باز هم غیر ممکن است که بتوانید همیشه منتقدانه فکر کنید .  حتماً می پرسید چرا ؟ به این دلیل که تفکر انتقادی تنها یک ابزار است که می توانید گاهی از آن استفاده کنید و مواقعی هم نه ! این طبیعی است که گاهاً تصمیماتی بگیرید و یا انتخاب هایی داشته باشید که با آن ها بهترین خودتان نباشید و برای شنا مناسب ترین نباشند و یا اشتباهاتی مرتکب شوید که منجر به حل مسئله نشوند و اطلاً به نفعتان نباشند . این ها چندان هم اهمیت ندارند . چیزی که مهم است این است که لغزش ها و موانع را شناسایی کنید و در آینده از آن ها اجتناب کنید چراکه یادگیری از اشتباهات درس کوچکی نیست و جای جشن دارد .

آموختن مهارت های تفکر انتقادی کار راحتی نیست بلکه چندین هفته زمان لازم است تا طرز فکر و نگاه مان را عوض کنیم تا بتوانیم تصمیمات اساسی اتخاذ کنیم و راه حل های منطقی را انتخاب کنیم که متناسب با روحیه و ارزش های ما باشد و از تأثیر شگرف آن در تمام زمینه های زندگی بهرمند شویم .

 

فاطمه پوراسماعیل 

دوست و کوچ شما

 

 

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *