سرمایه های روانشناختی

یکی از زمینه هایی که در دهه های اخیر در حوزه ی روانشناسی به آن پرداخته شد .رویکرد روانشناسی مثبت نگر بود که موجب ظهور و پیدایش زمینه های مختلف در رفتار انسانی شد .مکتب روانشناسی مثبت نگر ، در آغاز سده ی بیستم و توسط مارتین سیلگمن ایجاد شد .در این مکتب ، به دو رویکرد توجه شد .

_  کمک به افراد سالم برای بهره وری بیشتر و شادی

_  کمک به شکوفا کردن و برانگیختن توانمدی های افراد

بر این أساس ، رویکرد روانشناسی مثبت گرا بر توجه و شکوفایی نقاط قوت و توجه به کمال انسانی استوار است .یکی از مفاهیم مهم روانشناسی مثبت نگر که در سال های اخیر در حوزه ی رفتار سازمانی مورد توجه قرار گرفت و اخیراً هم وارد مطالعات آموزشی شده است . مفهوم سرمایه های روانشناختی است .

لوتانز و همکارانش در سال 2007 ، سرمایه ی روانشناختی مثبت نگر را به عنوانعامل ترکیبی و منبع مزیت رقابتی سازمان ها مطرح کرده اند .طبق نظر آنان ، سرمایه های روانشناختی دارای متغیّر هایی از جمله امید – تاب آوریخود کارآمدی و خوش بینی است و دارای مؤلفه هایی هستند از جمله اینکه : قابل اندازه گیری – توسعه و پرورش هستند و امکان إعمال مدیریت بر آنها وجود دارد .

فراتر از سرمایه های انسانی و سرمایه های اجنماعی ، سرمایه های روانشناختی ما هستند . که مستقیماً با << من چه کسی هستم >> و << من چه کسی خواهم شد >> در ارتباط هستند . لوتانز و همکارانش ، در سال 2007 سرمایه های روانشناختی را اینگونه تعریف کرده اند .

 

<< حالتی از رشد و توسعه ی روانشناختی مثبت در فرد که مشخصه های آن به اینصورت است . 1- خود کارآمدی   2- خوشبینی  3-  تاب آوری  و 4- امید >>

 

 

1-خود کارآمدی

 

یعنی باور فرد به توانمندیهای خود و غلبه بر مشکلات خود .این باور نه تنها به احساسی که نسبت بر خود داریم تأثیر می گذارد ،بلکه نقش مهمی در دستیابی به موفقیت و اهدافمان در زندگی دارد .نظریه ی خود کارآمدی برای اولین بار توسط آلبرت باندورا مطرح شد.که در آن به نقش یادگیری دیداری ، تجربه های اجتماعی و جبرگرایی متقابل ، در رشد شخصیت تأکید شد .بر طبق این نظریه ، نگرش و طرز برخورد با توانایی ها و مهارت های شناختی یک فرد ، همگی اجزای یک سیستم به نام خود – نظام  را تشکیل می دهند . این سیستم در چگونگی ادراک و همچنین نحوه ی تعامل ما در موقعیت های مختلف نقش مهمی دارد .باندورا معتقد است خود کار آمدی باوری است که شخص به قابلیت هایش دارد .و در حقیقت ایمان شخص به توانایی های خود برای موفقیت در یک موقعیت مشخص دارد .  باندورا چنین ایمانی را عامل تعیین کننده ی طرز فکر ، نحوه ی رفتار و احساسات مردم می داند .

طبق پژوهش های صورت گرفته ، خود کارآمدی روی همه چیز تأثیر می گذارد .از حالت های روانشناختی گرفته تا رفتاری که منجر به ایجاد انگیزه و تحرّک می شود .باندورا و دیگر همکارانش به این نتیجه رسیدند که خود کارآمدی می تواند نقش مهمی در نحوه ی مواجهه ی فرد با اهداف ، چالش ها و کارهایش ایفا کند .افرادی که خود کارآمدی بالایی دارند دارای ویژگی های زیر هستند .

_  مشکلات و مسائل چالش برانگیز را به چشم تمرینی برای کسب مهارت می بینند .

_  به فعالیت هایی که در آن ها شرکت می کنند علاقه ی بیشتری پیدا می کنند .

_  در برابر علاقه مندی ها و فعالیت های خود احساس تعهد و وظیفه شناسی می کنند .

_  موانع و شکست ها دلسردشان نمی کند و خیلی زود آن ها را پشت سر می گذارند.

 

منشأء خود کارآمدی

در اینجا این سئوال مطرح می شود که خود کارآمدی چگونه بوجود می آید ؟همانطور که پیش از این دیدیم . خود کارآمدی باوری است که ما نسبت به توانایی های خود داریم .این باور از همان دوران کودکی و زمانی که در حال کسب تجربه و آزمون و خطا در موقعیت ها و شرایط مختلف هستیم شکل می گیرد . و تا بزرگسالی و کسب تجربیات و مهارت های جدید ، در طول زندگی ادامه پیدا می کند .بر طبق نظر باندورا ، خود کارآمدی از چهار منبع عمده سر چشمه می گیرد .

 

1-تجربه های موفقیت آمیز

بر طبق نظر باندورا ، همانطور که موفقیت در انجام کارها ، حس خود کارآمدی را در ما افزایش می دهد . به همان نسبت ناکامی در تمام و کمال یک یا یک چالش می تواند این حس را در ما کاهش داده و باعث سرخوردگی مان شود .

 

2-الگو برداری اجتماعی

باندورا می گوید : << هنگامی که مردم افرادی مانند خودشان را که باتلاش بی وقفه موفق می شوند . باور پیدا می کنند که خود نیز از توانایی های لازم برای موفقیت در کارهای مشابه برخوردار هستند >> .

 

3-ترغیب اجتماعی

باندورا همچنین اذعان می دارد که شنیدن تشویق و ترغیب از سوی دیگران ،می تواند کمک کند تا فرد از تردید هایی که نسبت به خود دارد دست کشیده و در عوض تمرکز خود را بر روی تلاش برای رسیدن به خواسته هایش معطوف دارد .

 

4-واکنش های روانشناختی

واکنش های احساسی ما نسبت به موقعیت های گوناگون . وضعیت روحی – عاطفی واکنش های فیزیکی و میزان استرس ، همگی مواردی هستند که بر روی احساسات ما نسبت به قابلیت های مان تأثیر می گذارند . مثلاً میزان استرس و نگرانی در جمع و صحبت کردن راجع به موضوعی خاص ، می تواند منجر به ایجاد حس خود کارآمدی ضعیف در فرد شود . بر طبق نظریه باندورا ، علاوه بر شدت واکنش احساسی و فیزیکی در فرد چگونگی یادگیری روش های به حداقل رساندن اضطراب و بالا بردن روحیه هنگام مواجهه با یک مشکل ، می تواند به فرد کمک کند تا سطح خود کارآمدی شان را بالا ببرند . خود کارآمدی همچنین ارتباط نزدیکی با اعتماد به نفس دارد چراکه موجب ایجاد تعهد و کنار آمدن با تلاش های ضروری به منظور موفقیت در مشاغل چالش بر انگیز می گردد که خود موجب حس اعتماد به نفس در فرد می شود .

 

2- خوش بینی

خوش بینی ، داشتن نگرشی مثبت به جهان است . و فرد خوش بین با چنین نگرشی در تلاش است که دنیا را به صورت بهتری ببیند . افراد خوشبین می دانند که جهان ، کامل و ایدئال نیست و هیچ کس نمی تواند ، همه ی صفات خوب و عالی را دارا باشد ، اما آن ها در تلاش هستند که بخش ها و وجوه مثبت شرایط و اوضاع را ببینند و امیدوار باشند که جهان به سمت خوبی و خیر در حرکت است .افراد خوشبین ، رویدادهای بد را موقتی ، مربوط به امور خاص ، و علت آن را بیرونی می دانند و بنابراین خود را سرزنش نمی کنند . زندگی هیچ کس خالی از فراز و نشیب نیست . مطمئناً در خلال روزهایی که زندگی به کام ما بوده است ؛ مواقعی هم اتفاق افتاده است که در آن طعم تلخ حوادث ناگوار و مأیوس کننده چشیده شده است . اما آیا هنگام مواجهه با سختی ها ، نیمه ی پر لیوان را می بینیم یا دائماً به نیمه ی خالی  لیوان توجه می کنیم ؟ با جواب دادن به این سئوال مشخص می شود که چقدر در زندگی روزمره مان خوشبین یا بدبین هستیم .خوشبینی به این معنی نیست حتماً باید همیشه شاد باشیم بلکه به این معناست که بتوانیم خود را با احساسات مختلف که در شرایط مختلف زندگی بروز می دهند وفق دهیم . باید بعضی از این احساسات را بپذیریم . زیرا سرکوب کردن آنها به معنای بروز عواطف ناخوشایند و افسردگی است و عدم سرکوب احساسات ما را در مواجهه با اتفاقات غیر منتظره ، سازگار تر و کنش گرتر می کند . و کمک می کند تا در موقعیت های پیش بینی نشده خوش بین باشیم و منعطف عمل کنیم . نکته ای که بد نیست در اینجا به آن توجه داشته باشیم این است که نباید خوش بینی واقعی را با خوش بینی از نوع کورکورانه اش اشتباه گرفت . به این معنی که فکر کنیم هیچ اتفاق بدی نمی افتد . این طرز تفکر موجب اعتماد به نفس بیش از حد و زود باوری می شود و فرد را در معرض ناامیدی یا حتی خطر قرار می دهد . فرد واقعاً خوش بین ، هیچ چالشی را نادیده نمی گیرد . او وجود احساسات و تجربیات منفی را منکر نمی شود . چنین فردی به چالش های موجود پیش رویش اذعان دارد و با خودش می گوید : << من می توانم از پس همه ی این ها برآیم >>

به عنوان مثال : تصمیم به رانندگی کردن بگیرید و با خودتان بگویید : «هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد»افتاد . چنین طرز فکری فقط خوش بینی کورکورانه است و چنین فردی برای مقابله با موانع و خطرات احتمالی آماده نیست .کسی که خوشبین است برای خود هدف تعیین می کند . و مثلاً می گوید : << من می خواهم رانندگی را یاد بگیرم >> و در حالیکه به تواناییهای خود ایمان دارد ؛ همه  تلاش خود را برای رسیدن به هدفش به کار می گیرد .

 

3-  تاب آوری

احتمالاً تا به حال این سئوال را از خود پرسیده باشید که چرا برخی از افراد در برخورد با عوامل استرس زا انعطاف پذیری خاصی دارند و خم به ابرو نمی آورند .ولی بعضی از افراد برعکس ، برای مقابله با کردن با چنین عواملی دچار مشکل می شوند . و یا اینکه آیا ویژگی های این افراد ارثی است و یا اکتسابی ؟ برای پاسخ دادن به این پرسش ها ، ابتدا باید معنی تاب آوری را بدانیم  .

تاب آوری ، ظرفیتی است برای مقاومت در برابر استرس و فاجعه .روانشناسان همیشه سعی کرده اند که این قابلیت انسان را برای سازگاری و غلبه بر سختی ها افزایش دهند . افراد و جوامع می توانند حتی پس از مصیبت های ویرانگر به بازسازی زندگی خود بپردازند . ارتقاء تاب آوری ، منجر به رشد افراد در به دست آوردن تفکر ومهارت های خود مدیریتی بهتر و دانش بیشتر می شود .همچنین تاب آوری با روابط حمایتی والدین ، همسالان و دیگران و همچنین با باورهای فرهنگی و سنتی ، به افراد برای مقابله با ضربه های غیرقابل اجتناب زندگی کمک می کند .تاب آوری همچنین به معنای توانایی مقابله با شرایط دشوار و پاسخ انعطاف پذیر به فشارهای زندگی روزانه است .

تاب آوری به افراد قدرت مقابله با مشکلات زندگی را می دهد . تاب آوری اکتسابی است و توانایی با پیامد ، سازگاری موفقیت آمیز با شرایط استرس زا و چالش برانگیز است . فرد تاب آور کسی است که در برقراری تعادل زیستی – روانی در شرایط دشوار ، توانمند است . این افراد از نظر عاطفی آرام بوده و توانایی مقابله با شرایط ناگوار را نیز دارند .

 

ویژگی های کلی افراد تاب آور

_ داشتن هدف در زندگی

_ برخورداری از تیزهوشی و مهارت عقلانی و توانایی در صمیمیت و گسستگی

_  توانایی در مفهوم پردازی موضوعات متعدد

_  برخورداری از توانایی جذب و استفاده از حمایت اجتماعی

_  دارای منبع کنترل درونی

_  افراد با تاب آوری بالا ، راه حل محور هستند .

_  از احساس ارزشمندی بالایی برخوردارند .

_  افراد تاب آور ، با کفایت ، خوش بین و همدل هستند .

_  نیاز به  توانایی در کمک به دیگران

_ دارای ارتباطات محکم اجتماعی

_ در برابر تغییر کاملاً پذیرا هستند

_ کاردان و مبتکر هستند

با شناخت ویژگی های افراد تاب آور و همچنین آشنایی با مفهوم تاب آوری ، به این نتیجه می رسیم که تاب آوری روندی پویاست که وابسته اوضاع است . به این معنی که یک رفتار سازگارانه در یک موقعیت ، ممکن است در موقعیت های دیگر ، ناسازگار به نظر آید . تاب آوری قابل یادگیری است . و از طریق تمرین ، آموزش، یادگیری و تجربه ، حاصل می شود . پس اگر احساس می کنیم از تاب آوری پایینی برخوردار هستیم . می توانیم آن را تقویت کرده و مهارت های خود را برای تاب آور شدن افزایش دهیم .امام علی ( ع ) چه زیبا می فرمایند :

« کسی که بر مرکب صبر و بردباری سوار شد ، به میدان پیروزی خواهد رسید . »

 

 

4-  امید

زندگی برای هر فردی در هر جایگاهی که باشد قطعاً فراز و نشیب های زیادی به همراه خواهد داشت . در بسیاری از مواقع ممکن است دچار سختی ، ناگواری ، و عدم رشد و موفقیت در زندگی فرد شویم . در این لحظات امیدواری ، مهم ترین عاملی است که می توانیم با اتکاء به آن به تلاش خود ادامه دهیم و با آن جنبه های مختلف زندگی را ببینیم . اگر سختی های زندگی را به مانند حبابی فرض کنیم که دوامی ندارد و خیلی زود می ترکد . بهتر می توانیم با سختی ها کنار بیاییم و آن ها را به گنج تبدیل کنیم و به عنوان جزئی از زندگی بپذیریم. و اینکه فقط ما نیستیم که ممکن است شرایط سخت و دشوار را در زندگی تجربه کنیم . همه ی انسان ها در برحه ای از زندگی شان شرایطی را تجربه کرده اند .که از کنترلشان خارج بوده است و تنها با تقویت و کسب سرمایه های روانشناختی و معنوی یعنی همان خود کارآمدی – خوشبینی – تاب آوری و امید توانسته اند بر ناملایمات فائق آمده و آن ها را به فرصت هایی طلایی برای رشد و رسیدن به اهداف و چشم انداز شان تبدیل کنند .

دزموند توتو یکی از فعالان صلح و رهبران ضد آپارتاید درآفریقای جنوبی، امیدواری را اینگونه تعریف می کند :

<< امیدواری یعنی توانایی در دیدن نور و روشنایی ، پس از هر تاریکی >>

به اعتقاد او حتی در تاریک ترین بخش های زندگی هم می توان امید خود را حفظ و به انتظار اتفاقات خوش بعد از سختی ها بود .

توسط |۱۳۹۹-۵-۱۹ ۱۹:۲۱:۰۸ +۰۰:۰۰خرداد ۹ام, ۱۳۹۹|سرمایه های روانشناختی, کوچ توسعه فردی, کوچینگ|

درباره نویسنده:

فاطمه پوراسماعیل
فاطمه پوراسماعیل متولد اسفند 1356 در شهر زیبای بابل از استان مازندران هستم . متأهل هستم و دارای دو فرزند به نام های عارف و آرسام . تحصیلاتم را در رشته زبان و ادبیات فارسی ، تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داده ام و چند کار ویرایشی نیز انجام داده ام . عاشق کتاب و مطالعه هستم و نوشتن را دوست دارم . به دلیل فرصت رفتن به کشورهای مختلف ، از جمله رفتن مکرر به کشور آلمان و زندگی در آنجا ، بسیار جذب زبان آلمانی و یادگیری آن شدم . و تا به امروز مشغول آموختن و بهتر کردن سطح زبان آلمانی ام هستم . همچنین ، علاقه به ادبیات داستانی کودکان سرزمینم ، منجر به ترجمه دو رمان از آلمانی به فارسی شد . عاشق رنگ ها و فصل ها هستم . از بین سازها به پیانو علاقه خاصی دارم و در این زمینه سه سال آموزش دیده ام و گاهی برای ریلکسیشن به سراغش می روم و اما داستان آشنایی من با کوچینگ درست زمانی که از بودن در روزمرگی و بی هدف بودن ، کلافه شده بودم و در حقیقت به دنبال کشف خودم بودم . به اینکه من کیستم ؟ بعد از من قرار است چه رد پایی از من باقی بماند ؟ چه اهدافی دارم ؟ می خواهم چه دستاوردهایی داشته باشم؟و..... به طور اتفاقی در یک باشگاه ورزشی با یک کوچ و روانشناس آشنا شدم و به واسطه ایشان ، با دنیای کوچینگ آشنا شدم . و پاسخ تمام سئوالاتم را یافتم و در واقع زندگیم هدفمند شد . اکنون خودم یک کوچ هستم و رسالتم را کمک به انسان هایی قرار داده ام که مانند خودم به دنبال تغییر و رشد خود می باشند . تا لذتی که خودم از این فرایند نصیبم شد را با آنان سهیم شوم . تا آن ها نیز بتوانند به پتانسیل های خود پی برده و در جهت بالندگی آن توانمندی ها که خداوند در وجود همه ما ، به اشکال مختلف قرار داده ؛ تلاش کنند . و بهترین خود را به نمایش بگذارند .

ثبت ديدگاه