کوچینگ : چه کسی می تواند ، چه کسی نمی تواند

                                                             سلام همراهان گرامی

 

مقدمه

 

 

کوچینگ حرفه ای رو به جلوست . در پنج سال گذشته هر مدیر، در گام بعدی ، کوچ نیز بوده است . امروزه مردم ، در بهینه سازی خود در همه ی شرایط زندگی ، از پشتیبانی و حمایت ، برخوردار می شوند .

کوچینگ در حوزه های مختلف زندگی ، از جمله برنامه ، شغل و برنامه ریزی شغلی ، بهداشت و تغذیه ، مشارکت ، عشق ، رشد شخصیت ، سرمایه و شایستگی و در همه جا وجود دارد . کوچینگ در راه رسیدن به نقاط قوت ها و تقویت آن ها ، شناخت نقاط ضعف ها و بهبود آن ها ، و حتی بیرون آمدن از خودتان برای رسین به بهترین خودتان ، است .

قبل از اینکه به کوچینگ یا مربیگری بپردازید . باید در نظر بگیرید که می خواهید با آن به چیزی برسید و اینکه آیا یک مربی می تواند در این زمینه به شما کمک کند یا خیر . چه چیزی در کوچینگ مهم است ؟ هنگام انتخاب کوچ باید به چه نکاتی توجه کنم ؟

 

فهرست مطالب

 

  • به هر حال ، کوچینگ یا مربیگری چیست ؟
  • آیا برای مربیگری آماده هستید ،
  • 7 مرحله کوچینگ یا مربیگری
  • چگونه کوچ مناسب پیدا کنیم .
  • خود مربیگری ؟ جایگزینی ؟

 

به هر حال مربیگری یا همان کوچینگ چیست ؟

به نظر می رسد کوچینگ یک معجزه واقعی باشد . کسانی که خودشان به دنبال کوچ نیستند و در مدت زمان بسیار کوتاهی می توانند به اهداف تعیین شده دست یابند ، تغییرات ایجاد شده ، شیوه های تفکر ، بهبود یافته و موفقیت حاصل شود . جای تعجب نیست که نه تنها مربیان و کوچ های بیشماری وجود دارد ، بلکه تعداد زیادی مراجع نیز وجود دارد .

بعید نیست که ترس و عدم اطمینان ، پشت سر مربیگری باشد . غرق جمعیت هستم ، آیا هنوز هم می توانم ادامه بدهم ؟ آیا من به اندازه کافی خوب هستم ؟ کوچینگ نوید کمک و پشتیبانی را می دهد . با این حال ، بسیاری از افراد تصور اشتباهی از اینکه مربیگری چیست و روش کار چگونه است ؛ دارند .

اینکه مربیانی در بشقاب نقره پاسخ شما را ارائه می دهند ، هر آنچه را که باید انجام دهید ؛ به شما می گویند ، اشتباه است . کوچ همچنین ، مسئولیت آموزش مهارت ها یا شایستگی های جدید را به شما ندارد . کوچینگ حتی کمترین جایگزین برای کار روان درمانگر می شود : آسیب های دوران کودکی ، اضطراب ، افسردگی ، فرسودگی شغلی یا مشکلات اعتیاد ، زمینه هایی برای کوچینگ کلاسیک نیستند .

کوچ بیشتر نوعی حامی ذهنی است ، راهنمایی است که به همتای خود کمک می کند تا برای خود ، دانش کسب کند و بهترین نتیجه را از خود بگیرد  – در صورت نیاز ، از طریق صداقت بیرحمانه .

 

کوچینگ موفق ، مبتنی بر چند اصل است

 

مربیگری یا کوچینگ ، تعاملی است

کوچینگ به این معنی نیست که یک طرف کار کند و صحبت کند . در حالی که طرف دیگر فقط  منفعلانه گوش دهد و اجازه دهد تا خودش را به دوش بگیرد . کوچینگ کوفق ، مستلزم همکاری و مشارکت بین کوچ و مراجع است .

 

کوچینگ فرایند محور است

 

هدف از کوچینگ ، ارائه راه حل های آماده یا فشار دادن مشکل مراجع در قالب های مناسب نیست . یک کوچ خوب روند یافتن راه حل را همراهی و پشتیبانی می کند . او مراجع را قادر می سازد تا مسیر فردی خود را پیدا کرده و استراتژی های خود را تدوین کند .

 

کوچینگ بی طرف است

 

کوچ نباید اهداف خود را دنبال کند و یا بخواهد مراجع خود را به جهتی خاص ، هدایت کند . کوچینگ باید تا حد ممکن خنثی و مستقل باشد تا مراجع بتواند نظرات خود را زیر سئوال برده و ایده های خود را توسعه دهد .

 

کوچینگ برابر است

 

در بهترین حالت ، کوچینگ باید با شرایط برابر انجام شود و احساس سلسله مراتب مختلف را منتقل نکند . کوچ بالای مراجع نمی ایستد بلکه شانه به شانه و  مستقیم در کنار اوست . کوچینگ معنا دار به گفتگویی تبدیل می شود که در آن کوچ با دقت از مراجع سئوال می پرسد و به حرف هایش گوش می دهد .

 

کوچینگ داوطلبانه است

 

کوچینگ باید به صورت داوطلبانه و خارج از انگیزه کوچ انجام شود . اگر کوچینگ با اجبار باشد و یا با اکراه انجام شود ، احتمال موفقیت آمیز نبودن در آن زیاد است .

بنابراین مهم است که درک کنیم کوچینگ چه می تواند و چه چیزی نمی تواند باشد . یک مربی می تواند استعدادهای موجود را بیدار کند ، انگیزه بدهد ، در جهت پیشرفت کار کند . بازتاب خود را تحریک نماید و در پیشرفت شخصی شما را پشتیبانی کند .

اما به هر حال نمی تواند معجزه کند ، به طرز جادویی شما را موفق نمی کند ، اما فقط در صورتی که بخواهید کارهای لازم را انجام دهید و مراحل و تغییرات ناخوشایند را پشت سر بگذارید ، فقط می تواند در راه به شما کمک کند . نباید انتظار داشته باشید که کوچینگ در مدت زمان کوتاهی شما را به فردی کاملاً جدید تبدیل کند .

 

تفاوت ها : کوچینگ ، آموزش ، مشاوره

 

در کوچینگ بسیاری از اصطلاحات با هم جمع می شوند و. به طور مترادف  استفاده می شوند . شناختن تفاوت ها و فهمیدن اینکه چه چیزی مربوط به آن است . اغلب دشوار است . در حقیقت مربیگری و مشاوه ، حتی اگر اغلب با هم برابر باشند ، یکسان نیستند. برای تعیین مرز بهتر و جهت گیری ، ما واژه نامه ای در مورد مربیگری ، آموزش ، نظارت ، راهنمایی ، میانجیگری و روان درمانی تهیه کرده ایم .

 

مربیگری

مربیگری معمولاً بر شخصیت مراجع ، تمرکز می کند کوچ به مراجع ، کمک می کند تا مهارت های خاص ( حرفه ای ) را توسعه دهد  و یا بهبود بخشد . که به موجب آن این روند توسعه در درجه اول ، نوعی خود بازتابی و کمک به مردم برای کمک به خود است . برخلاف مشاوره ، مراجع باید خودش راه حل را پیدا کند . مربیگری همچنین ، می تواند ترکیبی از مشاوره ، بازخورد و آموزش گرا باشد .

 

آموزش

آموزش در درجه اول برای یادگیری مهارت ها یا رفتارهای خاص است . بر خلاف مربیگری ، کوچ یا مربی کمتر به خودبازتابی مراجع خود می پردازد و بیشتر به تمرینات خاص و یک  هدف تمرینی مشخص تمرکز می کند . نقش ها به وضوح تعیین شده اند کوچ کسی است که در زمینه کوچینگ تخصص دارد و استاد است و مراجع دانش آموز او .

 

راهنمایی

منتورینگ ابزاری برای توسعه پرسنل است . این امر منجر به حمایت مالی بین یک مدیر ( بی تجربه ) ، مشاور راهنما ، و یک مدیر عمدتاً مسن تر ، با تجربه تر ” کوچ ” می شود که دانش و تجربه خود را به شخص محافظ منتقل می کند . هدف این است که راهنمایی در پیشرفت شخصی یا شغلی خود داشته باشد . در مقابل کوچینگ ، کوچ یا مربی موضع بی طرفی را اتخاذ نمی کند ؛ در اینجا نیز در درجه اول رابطه استاد و دانشجو وجود دارد . اگر هر دو در یک شرکت کار می کنند ، کوچ غالباً منافع شرکت را دنبال می کند و نه لزوماً منافع او را .

 

میانجیگری

میانجیگری یک رویه داوری داوطلبانه و غیر قانونی در درگیری های حاد است . بنابراین هر دو طرف واسطه باید از قبل با این روش موافقت کنند . واسطه موظف است بی طرف باشد . بنابراین او هیچ تصمیمی نمی گیرد ، اما بحث را بی طرفانه ، هدایت می کند و سپس پیشنهاداتی را برای توافق ، ارائه می دهد . مشاوره نیز غیر معمول است .

 

نظارت

از طرف دیگر ، نظارت نوعی مشاوره است . به عنوان یک قاعده ، تعاملات و الگوهای رفتاری درون تیمی یا سازمانی به منظور بهبود یا از بین بردن منابع بالقوه تعارض مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد . ” ناظر ” و مراجع یا مشتری از قبل تصمیم می گیرند که کدام قواعد بازی را دنبال کنند . در این فرایند ، شرایط خاص و عملکرد درونی افراد درگیر اغلب به منظور شفاف سازی انگیزه های مربوطه منعکس می شود .

 

روان درمانی

از طرف دیگر ، روان درمانی بر معالجعه افراد مبتلا به بیماری روحی و روانی متمرکز است . این کار ممکن است فقط توسط روان درمانگران آموزش دیده ( از جمله پزشکان با محدودیت ) انجام شود . دو شکل به ویژه رایج است : در روانشناسی عمیق ، بیمار در درجه اول با ناخودآگاه خود سروکار دارد . در رفتار درمانی به او کمک می شود تا از افکار و ارزیابی های خود آگاه شود و در صورت تمایل آن ها را تغییر دهد .

 

 

آیا برای مربیگری یا کوچینگ آماده هستید ؟

مربیگری همیشه ارزشمند است . برای همه؟ نه کاملاً . زیرا شما باید چند نیاز را داشته باشید تا واقعا ً از کوچینگ بهره مند شوید . در غیر اینصورت ، ممکن است وقت و پول زیادی را هدر دهید . و هیچ منفعتی کسب نکنید .

قبل از شروع هر گونه مربیگری ، باید از خودتان بپرسید که آیا نکات زیر در مورد شما صدق می کند یا خیر . این موارد مهم

( ذهنی ) برای کوچینگ یا مربیگری است .

 

  • شما می خواهید تغییر کنید

من دقیقاً همانطور که هستم می مانم . ” رضایت از خود خوب است ” ، اما هر کسی که معتقد باشد که از قبل کامل است و نمی خواهد یک میلی متر دورتر شود ، در کار مربیگری یا کوچینگ اشتباه است . در چنین شرایطی شما فقط به دنبال تأیید هستید . اما مربیگری شما را از محدوده راحتی خارج می کند و چالش های جدیدی را پیش روی شما قرار می دهد .

 

  • شما کنجکاو هستید

یک مربی خوب به شما کمک می کند تا افق دید خود را گسترش دهید ، اهداف جدید را کشف و دنبال کنید . برای موفقیت آن نه تنها باید اراده تغییر داشته باشید ، بلکه اراده واقعی برای ماجراجویی نیز داشته باشید . میل و یادگیری چیزهای جدید . این چیزی متفاوت از ” خوب من سعی می کنم که ” است .

 

  • می توانید صداقت را

به ویژه هنگامی که صدمه می بیند رعایت کنید ؟ یک مربی خوب آیینه را به روی شما نگه می دارد ، حتی ممکن است انتقاد کند . همیشه  سازنده است . ، اما در صورتی می تواند مؤثر باشد که بلافاصله به دفاع بپردازید ؛ گوش دهید و صادقانه در مورد شنیده های خود تأمل نکنید . مربیگری می تواند جنبه های ناخوشایندی داشته باشد که به جای ماندن در آن ، باید رشد کنید .

 

  • می توانید خودتان را به چالش بکشید

نکته مربوط به دو مورد اول است ، اما یک گام فراتر می رود : این بدان معنی است که شما واقعاً وارد تصویر جدیدی از خود می شوید ، درگیر آن می شوید . اما همچنین تصویری کامل و صادقانه از وضعیت فعلی خود را بپذیرید .

 

هفت مرحله مربیگری

سئوالات ، نیازها و پاسخ های مربیگری البته همیشه فردی است . و باید متناسب با اهداف و انتظارات مربی یا کوچ باشد . با این وجود ، مراحل کلاسیک مربیگری را می توان شناسایی کرد .

البته باید به امر آگاه باشید تا بتوانید تصویری بهتر از آنچه در کوچینگ یا مربیگری از شما انتظار می رود ؛ داشته باشید . در عمل البته ، این موارد هرگز به این وضوح و شدت محدود نمی شوند ، اما  ما برای روشن شدن ، فرایند را به هفت مرحله مربیگری تقسیم کرده ایم .

 

  • صحبت مقدماتی

در این مرحله گرم کردن ، کوچ و مراجع ، نسبت به هم شناخت پیدا می کنند ، زمینه های حرفه ای و روش کار را روشن می کنند ، اعتماد متقابل ایجاد می کنند و نکات اصلی کوچینگ را مشخص می کنند . اغلب اوقات به وضعیت موجود پرداخته و اهداف و بازه زمانی کوچینگ مشخص شده است .

 

  • توافق

قبل از شروع  ، هر دو باید چارچوب را اصلاح کنند : اهداف ؟ انتظارات ؟ چند جلسه باید برگزار شود ؟ کجا و چه زمانی برگزار خواهد شد  ؟ اگر کسی انصراف دهد چه خواهد شد ؟ و البته کوچینگ چه هزینه ای خواهد داشت ؟ مهمترین نکات باید از فبل روشن شود تا سوء تفاهم ایجاد نشود .

 

  • تحلیل

اکنون کوچ در درجه اول ، سئوال می پرسد ، اطلاعات جمع آوری می کند و مربیگری یا کوچینگ آغاز می شود ، مناطق مشکل را شناسایی می کند ، آن ها را بتن ریزی می کند و موانع و پتانسیل های احتمالی کوچی یا همان مراجع را تجزیه و تحلیل می کند . اول از همه ، این در مورد درک وضعیت موجود است .

 

  • تغییر

مربی اکنون بازخورد اولیه را ارائه می دهد ، در مورد تجزیه و تحلیل او تأمل می کند ، گزینه هایی برای اقدام و استراتژی ارائه می دهد . با این حال ، این دستورالعمل ها نیستند بلکه او مراحل تغییر مورد نظر مراجع را تعدیل می کند . حداکثر او جزئیات را زیر سئوال می برد یا تصمیم کوچ را تقویت می کند .

 

  • اجرا

اکنون تکالیف درسی وجود دارد : کوچ مراحل مشخص شده را به کارهای عینی روزمره ترجمه می کند . اکنون عامل تعیین کننده اراده و نظم کوچ است . زیرا پیاده سازی معمولاً آسان نیست ، بلکه نیازمند غلبه و سازگاری با اهدافتان است .

 

  • کنترل موفقیت

  • چه اتفاقی افتاده ؟ چه چیزی تغییر کرده است ؟ کوچ و کوچی اکنون کارایی و موفقیت استراتژی های توافق شده را تحلیلمی کنند و اگر مسیر قبلی به اهداف مورد نظر نرسد ، استراتژی ها و وظایف جدیدی را توسعه می دهند .

 

نتیجه گیری

کوچینگ یا مربیگری هرگز نباید به سادگی پایان یابد . این فقط با یک خلاصه نهایی به پایان می رسد .: چه چیزی یاد گرفت ؟ چه روش ها و مهارت هایی را ایجاد کرده است ؟ آیا او از کوچینگ راضی بوده ؟ و آیا به خود اعتماد دارد که در آینده بدون کوچ بر مشکلات حل شده تسلط یابد ، هر کوچینگی یک هدف دارد : کمک به مردم برای کمک به خود .

 

نویسنده : چوچن مای  کوچ و مشاور  TH Koln

برگردان فاطمه پوراسماعیل  کوچ

توسط |۱۳۹۹-۷-۱۸ ۱۸:۵۴:۴۶ +۰۰:۰۰مهر ۱۸ام, ۱۳۹۹|کوچ توسعه فردی, کوچینگ|

درباره نویسنده:

فاطمه پوراسماعیل
فاطمه پوراسماعیل متولد اسفند 1356 در شهر زیبای بابل از استان مازندران هستم . متأهل هستم و دارای دو فرزند به نام های عارف و آرسام . تحصیلاتم را در رشته زبان و ادبیات فارسی ، تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داده ام و چند کار ویرایشی نیز انجام داده ام . عاشق کتاب و مطالعه هستم و نوشتن را دوست دارم . به دلیل فرصت رفتن به کشورهای مختلف ، از جمله رفتن مکرر به کشور آلمان و زندگی در آنجا ، بسیار جذب زبان آلمانی و یادگیری آن شدم . و تا به امروز مشغول آموختن و بهتر کردن سطح زبان آلمانی ام هستم . همچنین ، علاقه به ادبیات داستانی کودکان سرزمینم ، منجر به ترجمه دو رمان از آلمانی به فارسی شد . عاشق رنگ ها و فصل ها هستم . از بین سازها به پیانو علاقه خاصی دارم و در این زمینه سه سال آموزش دیده ام و گاهی برای ریلکسیشن به سراغش می روم و اما داستان آشنایی من با کوچینگ درست زمانی که از بودن در روزمرگی و بی هدف بودن ، کلافه شده بودم و در حقیقت به دنبال کشف خودم بودم . به اینکه من کیستم ؟ بعد از من قرار است چه رد پایی از من باقی بماند ؟ چه اهدافی دارم ؟ می خواهم چه دستاوردهایی داشته باشم؟و..... به طور اتفاقی در یک باشگاه ورزشی با یک کوچ و روانشناس آشنا شدم و به واسطه ایشان ، با دنیای کوچینگ آشنا شدم . و پاسخ تمام سئوالاتم را یافتم و در واقع زندگیم هدفمند شد . اکنون خودم یک کوچ هستم و رسالتم را کمک به انسان هایی قرار داده ام که مانند خودم به دنبال تغییر و رشد خود می باشند . تا لذتی که خودم از این فرایند نصیبم شد را با آنان سهیم شوم . تا آن ها نیز بتوانند به پتانسیل های خود پی برده و در جهت بالندگی آن توانمندی ها که خداوند در وجود همه ما ، به اشکال مختلف قرار داده ؛ تلاش کنند . و بهترین خود را به نمایش بگذارند .

ثبت ديدگاه